| ایدز و ماجرای آقای الف در مالزی |
|
|
|
| نوشته شده توسط مدیر وب سایت |
| دوشنبه ، 21 تیر 1389 ، 09:43 |
|
ماجرا از جایی شروع شد که برای ادامه تحصیلات به کشور مالزی آمدم و مدتی خوابگاه را برای اقامت انتخاب کردم؛ جایی که مجبور بودم با دو هم اتاقی کاملن متفاوت زندگی کنم. منظورم از متفاوت در نوع رفتارهای اجتماعی پر خطر است. باید بگویم من نیز مانند بیشتر دانشآموختگان رشته میکروبشناسی نسبت به باکتریها، ویروسها، قارچها و بهخصوص بیماریهای واگیردار حساسیت بیشتری دارم. شفافتر بگویم، رفتارهای افراطی یکی از هم اتاقیهای من در روابط جنسی و رفت و آمد به مکانهای ویژه از دید یک زیستشناس یعنی عملی که احتمال ابتلای فرد به انواع بیماریهای واگیردار مانند ایدز، هپاتیت و سوزاک را بالا میبرد. من همیشه نگران جوانان همسن و سال خودم هستم که به علت اطلاعات کم گاهی خود را تا مرز مرگ میکشانند و بقیه را نیز ناخواسته مبتلا میکنند. خلاصه این هماتاقی بیباک من که از این به بعد او را با نام آقای «الف» خطاب میکنم خیلی از اوقات فراغتش را در کلوپهای شبانه میگذراند که هم پول زیادی خرج میکرد و هم سلامت خودش را به خطر میانداخت. پسر باهوش و ماجراجویی بود اما کار را به جایی رساند که روزی برنامه مفصلی برایش تدارک دیدم. ساعت سه صبح در خانه باز شد و آقای الف، خسته و البته با چهرهای سرشار از رضایت وارد شد. از او خواستم کمی با هم گپ بزنیم. برایش چای درست کردم و چند تا از کتابها، لپتاپ و البته یکی از پاورپوینتهایم را هم آماده کردم. طفلک نمیدانست چه خوابی برایش دیدهام. آمد کنارم نشست و من هم گفتههایم را با تاریخچه بیماری ایدز آغاز کردم: اولینبار یک محقق فرانسوی این ویروس را در سال 1983 کشف کرد. این ویروس شکلی کروی به اندازه 1000 آنگستروم دارد و لایه خارجی آن شامل دو لایه چربیست که در میان آنها پروتئین قرار دارد. این لایه هنگام جوانه زدن از سلول میزبان کسب میشود که هستک را احاطه کرده است. خود هستک در بر دارنده ذخیره ژنتیکی ویروس میباشد که از دو رشته rna تشکیل شده است. دیدم که حوصلهی آقای الف کمکم دارد لبریز میشود. با خودم گفتم بهتر است هرچه سریعتر بروم سر اصل مطلب. کمکم حرفهایم برایش جذاب شده بود. دیدم اگر بخواهم بیشتر از این وارد جزئیات بشوم ممکن است حوصلهاش سر برود. به همین خاطر رفتم سراغ یکی از مسائل فوقالعاده مهم. این بیماری به طور خلاصه دارای سه مرحله است؛ مرحله اول: با عفونت آغاز میشود و فرد پس از تماس با یکی از راههای انتقال، آلوده میشود. ایدز یک بیماری مسریست و از راههای تقریبن متنوعی منتقل میشود. برای مثال: 1- استفاده از سرنگ مشترک که در بین معتادان تزریقی رواج دارد. در مورد اول، کشورهای مختلف دنیا جلوگیری از ابتلا به اعتیاد و در مرحله بعد قرار دادن محلهایی جهت توزیع سرنگ رایگان را در اولویت و اهمیت بیشتری قرار دادهاند. در مورد سه، همانطور که گفتم جای نگرانی زیادی نیست و اما در مورد قسمت آخر پرواضح است که مادر کودک با یکی از سه راه اصلی و شاید راههای نادر دیگر مبتلا شده و این ویروس را به کودک از طریق شیر منتقل میکند. احتمال انتقال این ویروس در روابط جنسی حفاظتنشده بسیار بالاست. همانطور که ذکر کردم این ویروس هم در منی و هم در واژن یافت میشود و از آنجایی که بسیار مُخاطدوست است به راحتی در مخاط واژن و نیز آلت تناسلی مرد نفوذ کرده و ایجاد بیماری میکند. باید گفت که استفاده از کاندوم بهطور قطع از تماس این ویروس با مخاط جلوگیری نمیکند. در واقع، احتمال خطر همیشه وجود دارد. همچنین میتوان به نکات ظریفی چون آلوده شدن آلت تناسلی مرد یا زن و نفوذ ویروس به علت پارگی کاندوم، نفوذ ویروس از طریق سکس دهانی به خاطر وجود زخم در ناحیه دهان و لثه و نفوذ ویروس به چشم از طریق دست آلوده به مایعات بدن فرد مبتلا نیز اشاره کرد. در مورد بوسیدن، گفتن این نکته بسیار مهم است که نوع معمول بوسیدن خطری ندارد اما احتمال خطر و آلودگی در بوسیدن با دهان باز یا همان «فرنچکیس» وجود دارد چرا که ممکن است زخمهای بسیار کوچک در زبان، محفظه دهانی و لثهی فرد آلوده باعث انتقال بیماری شود. در پرانتز به این نکته اشاره کنم که قطعات و ذرات گوناگونی باید به یکدیگر بپیوندند تا یک ویروس hiv بتواند شکل بگیرد و ایجاد عفونت کند. درست مثل یک کامپیوتر خانگی که از قطعات مختلف تشکیل شده است. در بزاق دهان آنزیمی وجود دارد که با از بین بردن پوشش خارجی این ویروس مانع از تشکیل آن شده و درصد وجود ویروس را به میزان قابل ملاحظهای در دهان کاهش میدهد. اما به یاد داشته باشید که وجود زخمهای معمول در لثه و محفظه دهانی باعث ورود ذره عفونی از پیش تشکیل شده به دهان میگردد و صد البته باعث انتقال ویروس و در نهایت آلودگی فرد. حسابی در فکر فرو رفته بود و کمی مضطرب به نظر میرسید. خواستم لپتاپ را خاموش کنم که با صدایی نگران پرسید: علائم این بیماری چیست؟ به چه صورت میشود آلودگی را تشخیص داد؟ فهمیدم که حرفهایم کار خودش را کرده است. جواب دادم: از ابتدای آلودگی به مدت چهار تا شش ماه در آزمایشی که به «الایزا» معروف است و همه آزمایشگاهها از آن استفاده میکنند (کیت آن در بازار موجود است و میتوان در خانه هم این آزمایش را انجام داد) جواب منفی کاذب نمایان میشود که نمیتوان به آن اعتماد کرد. این جواب کاذب به خاطر آن است که در طول این زمان هنوز میزان آنتیبادی (پادزهر) ضد ویروس آنقدر در خون فرد مبتلا بالا نرفته تا تشخیص آن ممکن باشد. ولی پس از شش ماه و تقریبن به مدت یک سال میتوان جواب صحیح را دریافت کرد و پس از این مدت دوباره تا زمان شروع مرحله سوم به مرور از میزان پادزهر کم شده و نتیجهای غیرواقعی حاصل میگردد. خون کلیه کسانی که به آزمایشگاه مراجعه نموده و نتیجه آنها مثبت شده باشد باید دوباره تحت دو آزمایش دیگر قرار گیرد که در این تستها، ماده ژنتیکی ویروس ردیابی میشود که صحت و اطمینان صددرصد دارد. از این دو آزمایش اخیر مخصوصن آزمایشی به نام pcr که قدرت تشخیص فوقالعاده بالایی دارد میتوان پس از گذشت سه هفته از آلودگی اولیه استفاده کرد تا مثبت یا منفی بودن آن معلوم گردد. زمانی که در ایران بودم برای نوشتن و تکمیل مقالهای در مورد ایدز به آزمایشگاههای زیادی سر زدم ولی کمتر آزمایشگاهی آن را انجام میداد. هم به خاطر قیمت بالا که بدون بیمه در حدود 80 هزار تومان بود و هم به خاطر تجهیزاتی که هر آزمایشگاه قادر به خریدشان نیست. در مالزی هم تا جایی که من خبر دارم فقط بیمارستان kl این آزمایش را انجام میدهد که باید اسم نوشت و حدود یک ماه در نوبت بود. در آخر هم میرسیم به بروز خود بیماری که دارای نشانههایی مثل تب، اسهال و سرفه به مدت بیش از یک ماه، از دستدادن وزن بدن در مدت بسیار کوتاه، تورم غدد لنفاوی، ظهور بیماری حاصل از یک قارچ به نام کاندیدا در دهان و گلو به صورت آفت و تاولهای سفیدرنگ، زخمهای خارشدار بر روی پوست، از دستدادن حافظه و قوه ادراک، تخریب اعصاب محیطی، بروز سرطان و غیره. دیگر حرفهایم به پایان رسیده بود و آقای الف هم ساکت و مضطرب با پیشانی عرقکرده به من خیره شده بود. مطمئن بودم که دیگر بیگدار به آب نمیزند اما کمی هم نگران حالش شدم. به او گفتم که اصلا نگران نباشد. فردا با هم برای آزمایشهای لازم به بیمارستان میرویم. البته آقای الف تا صبح بیدار بود و من را هم بیدار نگه داشت تا به سوالهای تکراری که بارها پرسیده بود دوباره جواب بدهم. صبح آن روز هم با هم رفتیم و آزمایشهای لازم را انجام دادیم و در بیمارستان kl هم برای تستهای قویتر نامنویسی کرد. بعد از مدتی مجبور شدم تا از آن خوابگاه بروم و متاسفانه دیگر آقای الف را ندیدم. تا زمانی که آنجا بودم حالش خوب بود و منتظر گرفتن نتایج آزمایشها. امیدوارم که نتایج خوشحال کنندهای دریافت کرده باشد و راههای بیخطرتری را برای خوشگذرانی انتخاب کند.
گزارش: محمدرضا روشن منبع: وب سایت ماهنامه مونوریل http://monorail-kl.com/PostDetail.aspx?PID=298
افزودن به علاقمنديها
ثبت لينك در
ايميل كردن اين
نمايش : 196 نظرات (0)
![]() نوشتن نظر
|
| Last Updated on دوشنبه ، 21 تیر 1389 ، 09:49 |
| کوالا لامپور |
| رطوبت: 89 درصد |
| ميدان ديد: 9 کيلومتر |
| فشار: 982.05 متر مربع |
| طلوع آفتاب: 7:06 ق/ظ |
| غروب آفتاب: 7:15 ب/ظ |
| دماي فعلي: 28 درجه سانتيگراد |
| روز: جمعه |
| حداقل: 24 درجه سانتيگراد |
| حداکثر: 32 درجه سانتيگراد |
| روز: شنبه |
| حداقل: 24 درجه سانتيگراد |
| حداکثر: 31 درجه سانتيگراد |